به گزارش پایگاه خبری سربیل، حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین و عضو شورای علمی اندیشکده تینشیا در یادداشتی با اشاره به تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر نوشت: تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر، بهویژه در بستر تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ و بروز درگیریهای منطقهای، بار دیگر مسئله جایگاه ارزها در تجارت جهانی انرژی را به یکی از موضوعات محوری در ادبیات راهبردی تبدیل کرده است.
در این میان، مفهوم «پترو - یوان» بهعنوان نمادی از تلاشهای جمهوری خلق چین برای بازتعریف نظم مالی بینالمللی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، آنچه در تحلیلهای شتابزده کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تمایز اساسی میان «استفاده اقتصادی از یوان» و «امنیتیسازی آن در بستر منازعات» است؛ تمایزی که درک آن برای فهم رفتار چین در قبال ایران، بهویژه در شرایط جنگی، ضروری است.
چین بدون تردید بهدنبال تقویت نقش بینالمللی یوان و کاهش وابستگی خود به دلار است. این هدف، ریشه در ملاحظات عمیق راهبردی دارد؛ از جمله کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمهای مالی و ایجاد ظرفیتهای مستقل در نظام پرداخت جهانی. با این حال، روش تحقق این هدف برای پکن از خود هدف مهمتر است. چین برخلاف برخی بازیگران، بهدنبال ایجاد تغییرات تدریجی، کمهزینه و مبتنی بر اجماع نسبی در نظام بینالملل است، نه حرکتهای ناگهانی و پرریسک که میتواند به بیثباتی گسترده منجر شود.
در این چارچوب، تعاملات انرژی میان ایران و چین، بهویژه در شرایط تحریمی، بهطور طبیعی بستری برای استفاده از سازوکارهای غیردلاری، از جمله یوان، فراهم کرده است. این روند، در سطحی عملی و محدود، قابل مشاهده و حتی قابل تداوم است. اما مسئله اساسی آن است که آیا چین مایل است این سازوکار را به یک «ابزار ژئوپلیتیکی در بستر جنگ» تبدیل کند؟ پاسخ به این پرسش، با توجه به الگوی رفتاری پکن، بهروشنی منفی است.
واقعیت آن است که چین تمایلی ندارد یوان بهعنوان یک «ابزار جنگی» در چارچوب منازعات منطقهای، از جمله در ارتباط با ایران، تعریف شود. امنیتیشدن یوان و پیوند خوردن آن با یک درگیری خاص، نهتنها میتواند مشروعیت بینالمللی این ارز را تضعیف کند، بلکه ریسکهای قابل توجهی برای اقتصاد چین به همراه خواهد داشت.
پکن بهخوبی آگاه است که بینالمللیسازی یک ارز، نیازمند اعتماد، ثبات و پیشبینیپذیری است عواملی که در بستر جنگ و بحران، بهشدت آسیبپذیر میشوند.
از منظر چین، هرگونه تلاش برای معرفی «پترو - یوان» بهعنوان ابزار مقابله در یک جنگ خاص، میتواند پیامدهای ناخواستهای بهدنبال داشته باشد. نخست آنکه چنین رویکردی، حساسیت و واکنش شدید ایالات متحده و متحدانش را برمیانگیزد و احتمال اعمال فشارهای اقتصادی و مالی بر چین را افزایش میدهد.
دوم آنکه این امر میتواند سایر شرکای تجاری چین را _که بهدنبال ثبات و نه تقابل هستند_ نسبت به پذیرش یوان در مبادلات انرژی مردد سازد. و در نهایت، این رویکرد با فلسفه کلان سیاست خارجی چین، که بر پرهیز از ورود مستقیم به منازعات و حفظ تعادل در روابط بینالمللی استوار است، در تعارض قرار میگیرد.
در نتیجه، اگرچه چین ممکن است در عمل به استفاده محدود از یوان در تجارت نفت با ایران ادامه دهد، اما بهطور همزمان تلاش خواهد کرد این روند در سطحی فنی، غیرسیاسی و بهدور از برجستهسازی رسانهای باقی بماند.
پکن ترجیح میدهد پترو_یوان را بهعنوان یک «ابزار اقتصادی در خدمت ثبات بازار انرژی» معرفی کند، نه یک «ابزار ژئوپلیتیکی در خدمت منازعه».
بر این اساس، میتوان گفت که ایران در شرایط کنونی، برای چین بیشتر یک شریک تاکتیکی در حوزه انرژی است تا محور یک پروژه راهبردی در نظام مالی جهانی. هرگونه تلاش برای پیوند زدن سرنوشت پترو - یوان به تحولات جنگی، نهتنها با منافع چین همسو نیست، بلکه میتواند به تضعیف تدریجی این پروژه در سطح بینالمللی منجر شود.
پترو - یوان اگرچه بخشی از چشمانداز بلندمدت چین برای بازتعریف نظم اقتصادی جهانی است، اما این پروژه تنها در صورتی میتواند موفق باشد که از منازعات ژئوپلیتیکی فاصله گرفته و بر پایه اصولی همچون ثبات، اعتماد و همکاری چندجانبه پیش برود. از این منظر، چین بهوضوح تمایلی ندارد که یوان و بهتبع آن پترو - یوان در چارچوب جنگ ایران، بهعنوان یک ابزار تقابلی یا امنیتی تعریف شود؛ بلکه آن را در مسیر یک تحول تدریجی و غیرسیاسی دنبال خواهد کرد.


















































31st May 26